غرض از این نوشته مقایسه مرحوم کردان با مرحوم آیت الله
العظمی منتظری نیست، بلکه نگاهی دوباره به سرگذشت این دو در یک سال
پایانی عمرشان است، که چگونه یک نفر از اوج عزّت و آبرو و مقام و مرتبه به
آنچنان بی آبروی دچار میشود که از درد آن حتا یک سال هم دوام
نمیآورد. دیگری با اینکه بیش از دو دهه همهٔ رسانههای رسمی حکومت در
جهت تخریب و بی آبرو کردن ایشان برنامه سازی و پرونده سازی میکردند، در
یک سال پایانی عمر شریفشان زمانه آنچنان گذشت که در مراسم تشییع ایشان
مردم از سراسر کشور خود را به قوم رساندند تا ادای احترام خود را به آن
بزرگ شریف نشان دهند.
عوضعلی کردان سالها معاونت صدا و سیما، بزرگترین و پر
نفوذترین رسانه کشور را به عهد داشت، و در این سالها چهها که نکرد، چه
آبروها که نبرد، چه دروغ سازیها که نکرد و ... او حتا مراحل پیشرفت را
نیز به خوبی طی کرد و به مقام وزارت کشور هم رسید اما همهٔ اینها باعث نشد
تا عاقبت بخیری این شخص تضمین شود و او در اوج بی ابروی رخت از این جهان
بست.
حسینعلی منتظری قبل از انقلاب جوانی و زندگی خود را در راه
انقلاب و آزادی خواهی گذشت، زندان رفت و شکنجه شد. بعد از انقلاب هم
همپای رهبر آن انقلاب به پیش آمد تا بدانجا که به عنوان جانشین آن رهبر
انتخاب شد. اما به واسطه اتفاقاتی مورد غضب رهبر انقلاب قرار گرفت و از
جانشینی برکنار شد. اگر چه به دستور امام خمینی ایشان تنها از آن منصب
برکنار شد و تاکید شد که از تواناییهای علمی و فقهی ایشان بیش از پیش
استفاده شود، ولی از فردای آن روز تا همین امروز هر آنچه توهین و افترا و
تخریب بود نثار ایشان کردند. بیش از بیست سال تمام تلاششان را کردند که
ایشان را از چشم مردم بیاندازند، ایشان را گوش گیر و منزوی کنند. واقعیت
این است که تا حدودی هم موفق شدند ، چرا که نسل جدید و جوان هائی که دوران
انقلاب را ندیده اند کمتر شناختی از ایشان داشتند. اما شش ماه بیشتر نیاز
نبود تا آنچه حکومت در طول بیست سال رشته کرده بود همه پنبه شود. همه شاهد
آن بودیم که در این دوران کوتاه منتظری نه تنها حذف نشد بلکه تکثیر شد.
اگر بیت او محصور در میلههای حکومت ساخته بود امروز بیت او به وسعت کشور
که نه، به وسعت قلبهای ایرانیان آزادی خواه در سراسر دنیا شده است.
راز این ماجرا در چیست. عاقبت بخیری در چیست و در دست کیست. به این امید که این پیشامدها آنچه را که باید، به ما بیاموزد.
|